دیوارهایی به وسعت جهان
گفت و گو با روزنامه "بانی فیلم" - پنج شنبه 30 بهمن 1382
"بهزادباشو" از كاريكاتوريستهاي خوب و پركار معاصر است كه به تازگي بخشي از كاريكاتورهاي مطبوعاتي او با عنوان "ديوارهاي شهر را خط خطي كردم" توسط نشر "آذربهشت" روانه بازار كتاب شده است. او در مقدمه كتابش نوشته است: "كنار يكي از ديوارهاي همين شهر بيدار شدم, جان گرفتم, قد كشيدم و پا در شهر گذاشتم. ديوارها را وجب به وجب قدم زدم تا روي سياهي ها خط بزنم, اما هيچ وقت نفهميدم كه چرا اين ديوارها از بين آدم ها مي گذرند..." به بهانه چاپ دفتر اول از مجموعه آثارش با او گفتگويي كوتاه انجام داده ايم كه در پي ميآيد.
شما به عنوان يك كاريكاتوريست چه تعريفي از كاريكاتور داريد؟
يك سوال كليشه اي! خيلي بد است كه براي هر هنرتعريفي قايل شويم, يا حداقل در هر گفتگو چنين چارچوبي را برايش انتخاب كنيم. اساسا تمام هنرهاي اعم از شعر, موسيقي, سينما, كاريكاتور و ... تعريفي دارند كه برابر است با همان تعريف هنر. همان گونه كه يك نويسنده و يا سينماگر در آثارش جهان بيني شخصي خود را مطرح مي كند, يك كاريكاتوريست نيز آثارش نمايان گر نوع نگاه او به دنياي پيرامونش است.
جايگاه كاريكاتور در مطبوعات امروز ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
متاسفانه اين طفل كهن سال را هنوز جدي نگرفته اند. كاريكاتور در مطبوعات گاهي مثل موسيقي در برنامه هاي تلويزيوني فقط و فقط براي پركردن زمان پخش است و گاهي هم به مانندپروانه هاي آهن ربايي چسبيده به يخچال آشپزخانه تنها يك عنصر تزئيني است, كه بود و نبودش هيچ تاثيري برسرد شدن آب درون يخچال ندارد.
كاريكاتوريست ها مظلوم ترين عضو خانواده مطبوعات هستند. يك ستون كاريكاتور در فلان روزنامه تعطيل ميشود, بدون آن كه حق و حقوق مربوط به آن پرداخت شده باشد. دبيران صفحهها تا جايي كه ممكن است براي آرايش صفحه به دنبال عكس ميگردند و اگر خداي نكرده عكسي مرتبط پيدا نكرده باشند, به ناچار سفارش طرح ميدهند, همه اين مسايل نشان دهنده جايگاه كاريكاتور و طرح در مطبوعات ماست. در صورتي كه اگر به روزنامههاي معتبر كشورهايي چون فرانسه, آمريكا و حتي تركيه مراجعه كنيم متوجه نقش كليدي طرح و كاريكاتور در مطبوعات آن ها خواهيم شد.
چرا نقش كاريكاتور تا اين اندازه در فضاي كلي جامعه محدود است؟
جامعه ما به يك فرهنگ شنيداري و نوشتاري عادت كرده است و همواره به دنبال تاويل و تحليل در اين فرهنگ مي گردد. در حقيقت بايد بگويم كه جامعه ما در بي سوادي بصري دست و پا ميزند, يعني هنوز به ديدن تصوير و تحليل نمادها و عناصر بصري عادت نكرده است. به هر حال كاريكاتور هم هنري بصري است و از يك سري نمادها و عناصر بصري تشكيل مي شودكه در مقابل آن جامعه و افراد از اين قاعده مستثني نيستند.
جايگاه كاريكاتور ايران در مقايسه با كاريكاتور جهان چطور ارزيابي مي شود؟
كاريكاتور در ايران از سويي هنر مدرن محسوب مي شود كه به اين طرز جديد سابقه طويل المدت ندارد و از سويي ديگر كاريكاتور در نقاشي هاي ايراني مانند دوران صفويه و حتي جلوتر از آن در هنر حجاري هم ديده ميشود. وقتي كه هنرمند ايراني انيراني ها را, يعني دشمنان نژادي و فرهنگي خود را به شكلي مضحك و حتي مسخ شده جلوه داده اند, به اين قصد بوده كه او را فاقد رشادت, شجاعت و مخلوق را اهريمني تصوير كند. در حقيقت بايد بگويم در سير و روند كاريكاتور ايران يك گسست پيش آمده؛ موضوع از اين قرار است كه هر گاه قدرت سياسي متمركز در ايران داشتهايم, همه هنرها هم سو باهم و در كنار علم و فلسفه رشد مي كردهاند, اما به سبب ايلغارها و تهاجمات مكرر از جانب اقوام بيابان گرد به دفعات اتفاق ميافتاده كه آثار هنري و ادبي در ايران نابود ميشده, به همين جهت اگر هم چيزي از هنر كاريكاتور در ايران زمانها ي گذشته باقي مانده باشد عمدتا در موزههاي خارجي است. اما آنچه كه به عنوان كاريكاتور امروز ايران محسوب ميشود. با نگاه كردن به كاتالوگ ها و آمار شركت كنندگان جشنواره هاي خارجي متوجه حضور پررنگ كاريكاتوريستهاي ايراني ميشويم و به جرات ميتوانم بگويم كه در دهه اخير كاريكاتور تنها هنري بوده كه بيشترين جوايز خارجي را براي ما به ارمغان آورده است.
نقش كاريكاتور در بيان مفاهيم سياسي و اجتماعي و انتقادي چگونه است؟
هنر اساسا پديدهاي اجتماعي است و كاريكاتور نيز. يكي از ويژگي هاي كاريكاتور نسبت به ديگر ژانرهاي هنري, ارتباط تنگاتنگ آن با مطبوعات و ديگري شاخصههاي نهفته در آن است. شاخصه هايي از قبيل همراهي موازي طنز و فرم بصري كه به واسطه آن مخاطب در لحظه و به سرعت ميتواند با اثر ارتباط برقرار كند و ارتباط نزديكش با مطبوعات باعث آن مي شود تا هميشه با مسايل و اتفاقات روز سياسي و اجتماعي هم گام باشد و اين وقايع را به نقد بكشد و دست به تحليل آن ببرد.
چطور به فكر چاپ كارهايي كه قبلا در روزنامه هايي كه به قول شما حالا ديگر نيستند, افتاديد؟
آن قدر در سوال هاي قبلي شما حرف هاي خوب خوب زدهام,كه حالا حرف جالبي براي اين سوال ندارم. شكل گرفتن اين مجموعه با پيشنهاد و همكاري نثر"آذربهشت" صورت گرفت. اما من فكر مي كنم چنين كتاب هايي ميتوانند بخشي از اتفاقات سياسي و اجتماعي دوره ما را براي نسل آينده ثبت كنند.
چه حسي داشتيد وقتي كه ديوارهاي شهر را خط خطي ميكرديدو اين كار چه قدر طول كشيد؟
من هميشه ايستادم و ديوارها مرا در مسيرخودشان پيش بردهاند, پس بهتر است برويد و از همان ديوارها بپرسيد. اما پرسيديد كه چقدر طول كشيد, بايد بگويم به وسعت تمام ديوارهايي كه تا به امروز طي كردهام و تا روزي كه اين ديوارها مرا به بن بست نرسانند ادامه خواهد داشت.