یادداشت اول
1
نمی دونم از تنبلی و این جور چیزاست یا کسی دعایی ، طلسمی به زنگیه من بسته ( کاره دیگه، تویه این هزاره ی سوم میگن هیچ
چیز دور از ذهن نیست!) که همیشه کارهای من این قدر با تأخیر اتفاق می افتن؛ فکر می کنم یه هفت،هشت ماهی میشه که قراره سایتم رو راه بیاندازم، همون هفت،هشت ماهه پیش یه روز با "حنیف" نشستیم برای ثبت آدرس باشو دات کام تلاش کردیم و فهمیدیم یه مزدور آمریکایی ( از همین جا مراتب مشت محکم خود را خدمت دهان ایشان ابراز می کنم !) نه تنها "کام" را ثبت فرموده بلکه به "نت" و "اورگ" هم رحم نکرده، خلاصه این شد که آدرس فعلی رو ثبت کردیم و افتادیم به طراحی آن که تقریبا داره تموم میشه! الان هم یه دوسه هفته ای هست که قراره بیاریمش بالا (سایتم رو می گم) که این هم هی عقب می افتاد، تا رسیدیم به شب یلدا و فکر کردم از چند نظر برای شروع زمانه خوبیه. از اون جایی که من همیشه حسرت یه سری نوستالوژی های نداشته ام رو می خورم، و کلا معتقدم که در دوره ای زندگی می کنیم که خاطره ساز نیست مگه این که خودمون بسازیم اش، به هر سعی می کنم از هر چیزی در زندگیه روزمره ام یک اتفاق خاطره انگیز بسازم، حتی خوردن یه تخم مرغ عسلی در یک صبح پاییزی. حالا هم می خام با سایتم برای خودم خاطره بسازم، بعد از هفت، هشت ماه بالاخره تصمیم گرفتم شب یلدای سال 1385 اولین یادداشتم رو روی سایتم بذارم و ده سال بعد خیلی نوستالوژیک بهش نگاه کنم، اما دیدم مدت هاست کامپیوترم از کار افتاده! و الانه که شب یلدا هم تموم بشه، اصلا بی خیال نوستالوژی، به بروبچه هایی که گفتم برای حفظ آبرو به سایت سر بزنن و کامنت بذارن چه جواب بدم، این بود که بر تنبلیه ریشه دارم پیروز شدم و خودم و هر طور که بود به یه کامپیوتر رسوندم، حالا هر طور که بود...
2
اصلا نمی دونم کسی که سایت یا وبلاگ را می اندازه روز اول چی می نویسه، یعنی برام پیش نیومده یه همچین چیزی ببینم، اگه
روزنامه یا مجله بود خوب می نوشتم نشریه ی ما قرار است مستقل باشد و ارواحه خاک بابامون قسم که ما به هیچ دسته ی ماهیتابه ای حتی از نوع تفلون اش وابسته نیستیم...
اصلا راست اش را می گم، چرا می خوام سایت داشته باشم؟ چرا می خوام وبلاگ نویسی کنم؟
به خاطر تاثیرات درمانی اش! واقعا، جدی عرض می کنم، وبلاگ نویسی یکی از شیوه های درمانی جدید است که در کشور های کافر غربی خیلی جدی گرفته نشده است، اما خوشبختانه جوانان ایرانی کاملا پی به خواص درمانی آن برده اند.
توضیح دادن درباره ی وبلاگ درمانی چون خیلی تخصصی و مبسوط است در پست بعدی به آن خواهم پرداخت.
اما این جا سایت شخصی بهزاد باشوست، و قرار است در این جا تنها خودش باشد، خود خودش، با تمام چیزهایی که به آن ها علاقه دارد و از آن ها متنفر است، تمام چیزهایی که هیجان زده اش می کنند، و قرار است این هیجان را با تمام کسانی که می خواهند سهمی داشته باشند قسمت کند...
3
بخش سوم اولین پست وبلاگم رو اختصاص میدم به تشکر
بسیار متشکرم از "حنیف مزروعی" عزیز که با صبر و حوصله و وسواس هشت ماه برای سایته من برنامه نویسی کرد و هنوز هم تموم نشده ( حنیف دارم شوخی می کنم، امشب یه بلایی سرش نیاری)، که اصلا یکی از مشوق های من برای راه اندازی یک سایت شخصی بود و برای جبران برادری اش تنها می توانم تشکر کنم، و البته تا یادم نرفته تولدش رو هم تبریک بگم، حنیف متولد شب یلداست.
نظرات
مسعود لواسانی :
درود
امید دارم موفق و سربلند باشی لینک وبلاگت را قرار می دهم چون از دوستان حنیفی می دانم که مثل او شجاعی در گفتن حقیقت. بدرود
مسعود لواسانی - December 23, 2006 10:41 AM
احسانه :
سلام دوست جون... مبارکه.. به جمع نویسندگان دنیای مجازی خوش اومدی.. به رسم یادبود و برای اینکه خستگی این هفت هشت ماه کار از تنت بیرون بره یه استکان چای دیشلمه قند پهلو برات آوردم تا نوش جان کنی و مشتری دائم قهوه خونه ما هم بشی.. باز هم مبارکه آقا باشو (یا به قول بچه ها آقا باشعور) امیدوارم 10 سال دیگه شب یلدا که می خوای نوستالژیک بازی دربیاری یه روزی یادت بیاد قهوه چی اعظم رو.. شاد باشی و همیشه سلامت
احسانه - December 23, 2006 03:26 PM
سانلز صفايي :
هر دو بر اين باورند كه حسي ناگهاني آنها را به هم پيوند داده، چنين حسي زيباست اما ترديد زيباتر است - از آدمها روي پل_
اين هدية سايت شما.
سانلز صفايي - December 23, 2006 04:14 PM
رضا :
سلام. خوش اومدی.
این فونت تو عوض که خیلی ستمه ...
رضا - December 23, 2006 04:35 PM
رضا حسینی :
سلام مبارک باشه
خوش اومدی
قدمت سر چشم به قول شاعر:
بیا بیا که پا بندم به عشق تو هنوزم ...
رضا حسینی - December 23, 2006 09:10 PM
دانيال :
سلام.
خوش اومدي رفيق.
مباركه و ايشالا كه به قول قهوهچي اعظم احسانه خانم _البته نه اعظم احسانه خانم همون احسانه خودمون !!_ هميشه به شادي و موفقيت . راستي چون زياد نوشتن بلد نيستم دوباره نكته اي كه يكي ديگه از بچهها يادآوري كرده بود رو بگم اين فونتو عوض كن كه خيلي ستمه.
راستي يه نكته مهم تر اين كه از آقا حنيف هم بايد براي اين كار حرفه اي كه در كنار يه حرفهاي ديگه يعني خودت عرضه كرده تشكر كرد و دست مريزاد گفت . مباركه و موفق باشي آق بهزاد.
دانيال - December 23, 2006 09:26 PM
آذين :
تبريك مي گم و اميدوارم شيوه هاي درماني موثر باشه.
آذين - December 24, 2006 11:01 AM
مهرداد :
بهزاد خان بسیار تبریک میگم، به این امید که تنبلی یا طلسم جلو آپ کردن سایتت رو نگیره.
مهرداد - December 24, 2006 08:11 PM
Kiyarash Zandi :
مبارک باشد
Kiyarash Zandi - December 25, 2006 03:05 AM
ذاكري :
جناب باشوي خوب عزيزم. خيلي خوشحال شدم كه سايتت راه اندازي شد. اصلا هر سايتي كه توي حوزه كاريكاتور راهميافته كلي ذوق ميكنم. توي حتما قوي و پر محتوي كار ميكني. اين مزد هر روزنامه نگاره. حالا از نوع كاريكاتوريستش باشه. موفق باشي وپايدار پاشوي خوب
ذاكري - December 25, 2006 02:21 PM
مسعود ضیایی: :
بهزاد جان تولد سایتت مبارک ..بسیار خوشحال شدم...قربانت..مسعود
مسعود ضیایی: - December 26, 2006 09:31 AM
یونان :
سلام تولدت مبارک
یونان - December 27, 2006 02:19 AM