وبلاگ درمانی «1»
وبلاگ درمانی، شیوه ی درمانی جدیدی است برای انواع امراض روحی و روانی که همان طور از اسم اش پیداست از زمان کشف آن در مملکت ما مدت زیادی نمی گذرد، اما در همین مدت کوتاه هم فواید درمان آن بر هیچ وبلاگ نویسی پنهان نمانده است. وبلاگ درمانی با سرعتی غیر قابل باور نه تنها توانست شیوه های درمانی مرسومی چون آب درمانی ، گیاه درمانی ،طب سوزنی، طب … را در جیب کوچک اش(اون جیب کوچیکه هست که توش پول خورد میذارن،همون) بگذارد، بلکه شیوه ی بسیار پر طرفدار و کارآمدی چون "کارگردانی درمانی" را هم پشت سر بگذارد(کارگردانی درمانی هم یک شیوه ی درمانی موفق است که آن را هم به طور کامل در زمان خودش توضیح خواهم داد).
هیچ درمانی تا به امروز به کارآمدی و ارزانی "وبلاگ درمانی" نیامده است و باعث خوشحالی است که در بین جوانان ما تا حد قابل قبولی جای خودش را باز کرده است.
اما این طور که آمارها نشان می دهد هنوز جای کار زیاد دارد که آن هم به همت امراض روزافزون روحی در جامعه و نیاز به یک شیوه ی درمان کارآمد این مسئله مرتفع تر خواهد شد. چون همین دیروز خواندم از 8 میلیارد صفحات موجود در وب تعداد صفحات فارسی 8 میلیون صفحه است. که اگر از همین امروز همت کنیم و هرکدام از ما به جای یک وبلاگ، چهار وبلاگ راه بیاندازیم بار دیگر شعور و نبوغ خودمان را به رخ جهانیان خواهیم مالید.
برگردیم به بحث اصلی؛ خوب، اگر شما وبلاگ نویس هستید که خوب قطعا یک شناخت نسبی از این درمان پیدا کرده اید و بعد از خواندن این مطلب جدی تر و علمی تر به این مسئله نگاه می کنید ویا حتی راه گشایی برای دوستان و نزدیکان خود می شوید ولی اگر هنوز وبلاگ نویس نشده اید که با دقت بیشتری بخوانید.
- شما جزو آن گروه هستید که مقتضی سن و سالشان لباس های اسپورت می پوشند، یا از آن گروه که به قول دوستانتان لباس های پیرمردی می پوشند؟
- شما از آن دسته از افرادید که موقع سوار شدن به تاکسی همیشه دوست دارند صندلی جلو بشینند؟
- ساندویچ و پیتزا را به عنوان غذا پذیرفته اید یا حتما باید پلو باشد تا به آن غذا بگویید؟
- از آن گروه هستید که موقع خرید اصلا نمی پرسند قیمت این و آن چند است و فروشنده ی مهربان هم تا دسته در پاچه ی مبارکتان فرو می کند، یا صد بار جمع و تفریق می کنید و در اعصاب فروشنده و بقیه ی مشتری ها یک شکم سیر قضای حاجت می کنید؟
- وقتی در موارد استثنایی وسط خیابان طرف دعوا قرار می گیرید سکوت می کنید و دم بر نمی آرید، یا هنوز طرف یک پیشت ناقابل نگفته می پرید و هیکلش را جر و واجر می کنید؟
- به یکی از مخدرات اعتیاد پیدا کرده اید، یا هنوز فکر می کنید معتاد نیستید و عمرا نمی شوید؟
- از وقتی به بلوغ رسیده اید محض رضای خدا یک رابطه ی عاشقانه ی موفق نداشته اید، یا همین الان پنجاه تا دوست جنس مخالف دارید و هر پنجاه نفر را هم گذاشتید سر کار؟
- خواب هایتان را کابوس های تکراری پر کرده، یا هر شب زودتر میرید تو رختخواب که تا صبح تو خواب صفا کنید؟
- فکر می کنید به شدت با استعداد هستید ولی همه گوسفند هستند و استعداد سرشار شما را کشف نمی کنند تا شکوفا شوید، یا آنقدر کشف شدید و زرت و زرت شکوفا شدید که شما را تو یک باغچه کاشتن؟
فرقی نمی کند شما جزو کدام گروه هستید، شما سرشار از عقده های فروخورده هستید، شما در بحران های روحی دست و پا می زنید، شما بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید عصبی هستید، دچار یک افسردگی ریشه دار شده اید، پرخاشگری می کنید و ... و... و...
لازم نیست به دکتر و دارو فکر کنید یا توصیه های عمه بزرگ و خاله بزرگ در مورد جوشانده ها و دم کردنی های مختلف را امتحان کنید. این شیوه ی درمانی به تمام نیازها و عقده های روحی و روانی شما در ساده ترین نسخه ی ممکن جواب می دهد.
ادامه دارد...
نظرات
ان شرلی :
اولش فکر کردم باشویی کلی ذوق کردم بعد دیدم نه کلی ناراحت شدم البته بد نمی نویسی شاید به پای قلم من نرسی ولی خب .وای ببخشید هنوز قرصامو نخوردم .
ان شرلی - January 7, 2007 12:48 PM
احسانه :
زودتر روش درمانت رو رو کن بدجور داریم همه مون از افسردگی روحی روانی و غیره و ذالک رنج می بریم... فقط یه لطفی بکن آخرش هم بنویس خودت از چه نوع قرصی استفاده می کنی که می تونی از این نسخه ها بپیچی
احسانه - January 8, 2007 06:24 PM