وبلاگ درمانی «2»
بخش اول وبلاگ درمانی را که خواندید و به هر حال تا حدی متوجه خاص بودن این نوع درمان شده اید و این که شما با توجه به تقسیم بندی هایی که در مطلب اول کردم چقدر نیاز به یک درمان صحیح دارید. فقط همین ابتدا یک توصیه واجب هم بکنم که حتما توجه داشته باشید همان طور که مصرف آنتی بیوتیک ها طول درمان دارند و اگر سرساعت مشخص و تعداد روز لازم مصرف نشود اثر ندارد، این درمان هم بسته به نوع و شدت بیماری طول درمان متغیری دارد که باید حتما به طور کامل طی شود وگرنه اثر شفا بخش لازم را نخواهد داشت.
یک وبلاگ بسازیم
خیلی ساده است اول به سراغ یکی از ده ها میزبان وبلاگ های فارسی بروید ( به میزبان های فرنگی و اجنبی هم می توانید بروید ولی از آن جایی که بهترین نمره ی شما در درس زبان انگلیسی در طول تحصیل تان 10 بوده، توصیه می کنم سراغ آن ها نروید، چرا دوست دارید همه چیز را به هم بریزید؟!) این جا همه چیز به زبان مادری تان است و پیدا کردن بخش ایجاد وبلاگ کار سختی نیست، روی آن کیلیک کنید و وارد شوید.
حالا باید فرم مربوطه را پرکنید، همه چیز آن کاملا مشخص است. خوب اول باید برای وبلاگ تان یک اسم انتخاب کنید. اگر نمی توانید به سلول های مغزتان فشار بیاورید سری به همان چند کتابی که در کتابخانه دارید بزنید، اگر هم ندارید ایرادی ندارد، به همان کتاب های درسی تان رجوع کنید. بالاخره لابه لای سطرها کلمه ای پیدا می شود که نظر شما را جلب کند.
اصلا اسم یک فیلم سینمایی را بگذارید یا یک آلبوم موسیقی یا اصلا یک کار راحت تر، به قبل یا بعد کلمه عشق یک کلمه دیگه اضافه کنید، از این ساده تر؟ یک کتاب جلوی تان بگذارید و اتفاقی یک صفحه را باز کنید، اولین کلمه که آمد خودش است، بچسبانیدش بغل عشق! درست می شود.
خوب اسم وبلاگ که انتخاب شد. حالا به یک عکس هم احتیاج دارید، دوست ندارم و حالا باشه برای یه وقت دیگه و ...نداریم. می دانم که خیلی کیف می کنید عکس تان بالای وبلاگ باشه پس کلاس نگذارید.
اگر عکس آماده دارید که خوب هیچ، اگر هم ندارید گوشی دوربینتان را بدهید دست برادر یا خواهر کوچکترتان که از شما عکس بگیرد. موهایتان را یک ژل مرتب بزنید (خانم ها اون چند تار مویی که از روسری شان بیرون می اندازند را ژل مرتب بزنند، ژل که مرد و زن نداره، فقط خیلی شرمنده برادرهای عزیزی هستم که به خاطر کم لطفی موهایشان از انجام این قسمت معاف هستند، شما فقط خودتان را توی آینه نگاه کنید که مرتب باشید) حالا بشینید جلوی دوربین موبایل که دست عضو کوچکتر خانواده دادید. سعی کنید خیلی جدی باشید، دست تان را بزنید زیر چانه مبارکتان و نگاهتان را به افق های دوردست بسپارید. هرچی قیافه و تیپ تان متفکرانه تر باشد، درمان موفق تری خواهید داشت. آنقدر به اون طفلک که دارد حرکت های شما را می بیند بگویید بگیرد تا از بین آنها یک عکس خوب دربیارید. یک کار دیگه ای که می توانید انجام دهید هم این که در موتورهای جستجو تام کروزی، براد پیتی، کاترین زتاجونزی، آنجلینایی سرچ کنید و یکی از عکس های خوش تیپ اونا را به جای عکس خودتان بگذارید؛ این جوری کنجکاوی بقیه را برای کشف کردن قیافه تان را برانگیخته می کنید!
عکس را هم به فرم اضافه کنید. خوب حالا باید یک مختصری هم درباره خودتان بنویسید که بسته به نوع کار و فعالیتی که انجام می دهید یک کمی با هم فرق می کند که آن هم چیز مهمی نیست.
بعد از اینکه مشخصات شناسنامه تان را توضیح دادید، برای پایان توضیحات اگر فکر می کنید روزنامه نگارید، بنویسید که در آرزوی روزنامه نگاری آزاد و حرفه ای هستید، اگر هم آهنگسازید بنویسید در آرزوی آهنگ سازی حرفه ای و آزاد هستید، اگر تصورتان این است که نویسنده اید، بنویسید در آرزوی نوشتن آزاد و حرفه ای هستید، خلاصه اگر فکر می کنید هرکاره ای که هستید، این کلمه آزاد و حرفه ای را که در اثر نبودن همان آزادی شکل نگرفته است حتما در انتهای توضیحات خودتان بیاورید.
خوب مابقی فرم را پرکنید و ok کنید. حالا شما هم به عضویت این جهان مجازی درآمده اید و سندتان هم وبلاگ تان است. از امروز درمان شما به طور کاملا جدی شروع می شود. این وبلاگ مال خودتان است، مال خود خودتان.
توجه داشته باشید که شما در تمام مسایل جهان علامه دهر هستید، اصلا نترسید، اینجا دیگر نه معلمی هست و نه استادی که از شما سوال کند و امتحان بگیرد یا بگوید که اشتباه می کنید، نه، نگرانه نباشید، اینجا مرجع تمام سوالات خودتان هستید. هیچ چیزی وجود ندارد که شما درباره آن اطلاعات نداشته باشید، شما از امروز یک صاحب نظر تمام عیار در تمام مسایل هستید، پس ورودتان را به جهان مجازی همین روز اول اعلام کنید و نظر بدهید. مسایل هنری که چیزی نیست، درباره این ها حتی برادر کوچک شما هم می تواند نظر بدهد، شروع کنید و به هیچ کس هم رحم نکنید، بگذارید همه متوجه اشتباهشان بشوند که چطور صاحب نظری مثل شما را نادیده گرفته اند، خصوصا آن انتری که به عشق تان جواب رد داد و شاید اصلا یکی از دلایل بیماری تان همان باشد، باید بداند چه جواهری را از دست داده است. از هیچ کس تعریف نکنید به تلافی تمام روزهایی که از شما تعریف نکرده اند.
با اینکه هیچ کدام از شاخه های هنری را نباید بی خیال شوید، اما توجه داشته باشید که از مسایل سیاسی هم نباید غافل بمانید. شما یک صاحب نظرید و حتما باید درباره مسایلی مثل خط لوله صلح که اینقدر حواشی دارد نظر بدهید.
ادامه دارد...
نظرات
آدم :
اگه تونستی منم درمان کن
دکترها قطع امید کردن ازم
از دست حنیف هم کاری بر نیومد
:(
آدم - February 17, 2007 10:19 PM
مهدی :
این آموزش درمانیت رو یه کم بهش سرعت ببخش، وضع ما خیلی خرابه دکتر جون...
مهدی - February 20, 2007 06:05 PM