حاجی واشنگتن
حاجی گوسفند را سر می برد و به تکّه تکّه کردن آن می پردازد.
حاجی:
مرده زنده آمدیم دارالخلافه تهران، که صحبت سفر ینگه دنیا شد. کی کم عقل تر از حاجی. شاه، وزیر، یاران، اصحاب سلطنت، ما را فرستادند به یک سفر پر زحمت بی مداخل. دریغ از یک دلار که حاجی دشت کرده باشد.
فکر و ذکرمان شد کسب آبرو، چه آبرویی، مملکت را تعطیل کنید دارالایتام دایر کنید درست تره. مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می آید، قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می کند، نفوس حق النفس می دهند، باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است، و سیل و زلزله از معصیت مردم. میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. سر بریدن از ختنه سهل تر. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته، سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده، چشم ها خمار تراخم است، چهره ها تکیده از تریاک. اون چهار تا آب انبار عهد شاه عباس هم ، آبش کرم گذاشته، ملیجک در گلدان نقره می شاشد، چه انتظاری از این دودمان. با آن سر سلسله اخته. خلق خدا به چه روزی افتادند از تدبیر ما، دلال، فاحشه، لوطی، لَلِه، قاپ باز، کف زن، رمال، معرکه گیر، گدایی که خودش شغلی ست، مملکت عنقریب قطعه قطعه می شود.
من حاج حسینقلی، بنده درگاه، آدم ساده باده، قانع به نوکری، امیدوار به الطاف همایونی ...
حاجی رو ضایع کردند الحق، از این دست شدیم: سخت، دودل، بزدل، مردّد، مریض، مفسد، رسوا، دورو، دغل، متملق؛ حاجی به شوق کدام کعبه قربان کردی؟
...........................................................................................................................................................
حاجی نیستی که ببینی که چطور چشم ها خمار تراخم است و چهره ها تکیده از تریاک...
حاجی، ما رو بدجوری ضایع کردن، شوق کعبه ای نمانده، ما خود قربانی هستیم.
علی آقا خدایت بیامرزد
نظرات
danial :
وقتي به چند تا از بچه هاي سياسي همكار تو خبرگزاري ها و روزنامه هابه خاطر تحولات اخير هستهاي و نظرات بعضي آقايان مسيج (پيام كوتاه تلفني ) دادم كه "واي از غرور تازه به دوران رسيده اي وقتي ميان طايفهاي پست ميرود هر چند مضحك است و پر از خندههاي تلخ بر ما هر آنچه لايقمان هست ميرود " بعضي هاشون گفتند چي گفتي نميتونيم بخونيم. زير لب گفتم بر ما هر آنچه لايقمان هست ميرود
danial - February 24, 2007 04:42 PM
آدم :
من لینکیدمت
آدم - February 24, 2007 06:06 PM