خورشيد را خواهم دزدید...
خورشيد را خواهم دزدید
فقط براي تو!
ميگذارم توي جيبم
تا فردا بزنم به موهايت
فردا به تو مي گويم چقدر دوستت دارم!
فردا تو مي فهمي
فردا تو هم مرا دوست خواهي داشت . مي دانم!
آخ ... فردا!
راستي چرا فردا نمي شود؟
اين شب چقدر طول كشيده...
چرا آفتاب نمي شود؟
يكي نيست بگويد خورشيد كدام گوري رفته؟
شل سیلوراستاین
نظرات
فرناز :
سر کوچه داشت به ماه ور می رفت.
فرناز - July 13, 2007 01:24 AM
افیون :
اون نئشه پرونی من به دلیل داشتن حرف رکیک و توسط قر قر های دوستان حذف شد... برای همین ما شرمنده کامنت شما شدیم ولی حالا سعی می کنم از جنس مرغوبتری استفاده کنم که اینطوری نشه!...
افیون - July 18, 2007 12:06 AM
دختر آذر :
چشمان سياه تو فريبت ميدهنداي جوينده ي بي گناه !
تو مرا هيچگاه در ظلمات پيرامون من باز نتواني يافت.چرا كه در نگاه تو آتش اشتياقي نيست.مرا روشنتر ميخواهي؟ازاشتياق به من در برابر من پر شعله تر بسوز
ور نه مرا در اين ظلمات باز نتواني يافت
ور نه هزاران چشم تو فريبت خواهد داد
جوينده ي بي گناه بايست و چراق اشتياقت را شعله ور تر كن!
دختر آذر - July 24, 2007 10:59 PM