هواپیمای ملخ دار
و فرودگاهی در حاشیه ی این شهر کوچک
...
به پرواز که در بیایم
این چند سطر مقدمه ی یک متن رمانتیک نخواهد شد
و مقصد هر جا که باشد
تو نخواهی بود.
نوشته شده توسط بهزاد باشو در September 19, 2007 04:19 PM|لينك مطلب
چه میدانی شاید اگر صدای شجریان می امد و بی اختیار سسله موی دوست ... را زمزمه می کردی و گوشت پراز صدای سنتور می شد آنگاه متن ات رمانتیک وار می شد .
چه میدانی؟؟؟
ببين! آري ببين تو مرا ببين تا ته ببين!زيرا اگر تو مرا نبيني من هم نمي بينمم
با وسعت نگاه برگشته ي به درون/به درون برگشته/تا ته ببين!تو شانه بزن!
اگر تو مرا نخواباني من هم نمي خوابانمم نمي بينمم/اگرتو مرا/حالا بيا تو شانه بزن زانو!
من هيچگاه نمي خوابم از هوش ميروم
ديروز رفته بودم امروز هم از هوش ميروم
افتادني كه مرا مي افتد هنگامه ي مني كه مي افتد معشوق جان به بهار اغشته ي مني/مني/مني كه مرا مي افتد
و ميروم از هوش مي/مني/اگر تومرا/تو شانه بزن زانو!مني از هوش مي/و.
...
نظرات
مهرداد صدقی :
سلام
منم خونه دار شدم
مهرداد صدقی - September 22, 2007 02:25 PM
ساهاک :
چه میدانی شاید اگر صدای شجریان می امد و بی اختیار سسله موی دوست ... را زمزمه می کردی و گوشت پراز صدای سنتور می شد آنگاه متن ات رمانتیک وار می شد .
چه میدانی؟؟؟
ساهاک - September 22, 2007 10:55 PM
دختر آذر :
ببين! آري ببين تو مرا ببين تا ته ببين!زيرا اگر تو مرا نبيني من هم نمي بينمم
با وسعت نگاه برگشته ي به درون/به درون برگشته/تا ته ببين!تو شانه بزن!
اگر تو مرا نخواباني من هم نمي خوابانمم نمي بينمم/اگرتو مرا/حالا بيا تو شانه بزن زانو!
من هيچگاه نمي خوابم از هوش ميروم
ديروز رفته بودم امروز هم از هوش ميروم
افتادني كه مرا مي افتد هنگامه ي مني كه مي افتد معشوق جان به بهار اغشته ي مني/مني/مني كه مرا مي افتد
و ميروم از هوش مي/مني/اگر تومرا/تو شانه بزن زانو!مني از هوش مي/و.
...
دختر آذر - September 30, 2007 01:28 PM