اکبر رادی هم ...
دیگر از سه نمایشنامه نویس گروه ماراتن که پاییز 43 جلال آل احمد در مجله ی "آرش" از آنها نام برد، تنها بهرام بیضایی تنها تر از همیشه مانده است.
نقل کردند:
خانم "اميليا شولز" خواهش كرده بود كه پيش از آن كه تابوت سركيسيان را در خاك بگذارند درِ آن را باز كنند.... و وقتي اين كار شد نسخهاي از كتاب روزنه آبي را از كيفش درآورده و در تابوت گذاشته است. سركيسيان با متن "روزنه آبي" اکبر رادي به خاك سپرده شد.
آن وقت رضا براهنی هم نوشت: در قيامت تئاتر قيام خواهد كرد. صحنه مالامال از زبان خواهد شد. صحنه هم قيامت است، هم زايش، هم مادر، هم كلام.
نظرات
محمد علی علومی :
این نگاه هستی شناسی تلخ تو را کمتر کسی دارد. در طنز "بهرام صادقی" و "عمران صلاحی" و در کاریکاتور "کینو" همین طور تلخ نگاه کرده اند. خوشحالم که نبوغ تو دارد شکوفا می شود.
با احترام همیشگی
محمد علی علومی - January 1, 2008 04:04 PM
سمانه :
صبحش یکی از بچه ها sms زد لبخند با شکوه آقای گیل رادی تبدیل شد به گریه ی دردناک هادی مرزبان!
می دوستیدمش..خیلی
سمانه - January 2, 2008 11:23 PM
sahak :
بهرام بیضایی باید مثله فیلم مسافرانش آیینه روتو دست بگیره و به جاده خیره بشه ....
sahak - January 6, 2008 11:03 PM
حبیب :
سلام که سلامت باشید
کوتاه ،مختصر، جذاب و دوست داشتی بسیار روان و دلنشین می نویسید!شاد و پیروز باشید.
حبیب - January 7, 2008 10:34 AM
ياسين :
سلام بهزاد عزيز
خيلي دلتنگم
همين
ياسين - January 9, 2008 12:40 PM
سمانه :
نسیتی..
یا هستی قراره ما نبینیمت؟
کدومش؟
چرا؟
سمانه - January 11, 2008 06:42 PM
سمانه :
چرا؟
نه..واقعا چرا؟
آیا؟
نمی خواد به روز شه ؟
وافعا همچین قصدی ندارین؟
آیا؟
خوب پس ببندینش ما الکی امید وار نشیم خوب!
سمانه - January 14, 2008 10:43 PM