« شب يلدا... | صفحه اول | گندم بودن را دوست خواهي داشت... »

اکبر رادی هم ...

ISNA.jpgدیگر از سه نمایشنامه نویس گروه ماراتن که پاییز 43 جلال آل احمد در مجله ی "آرش" از آنها نام برد، تنها بهرام بیضایی تنها تر از همیشه مانده است.
نقل کردند:
خانم "اميليا شولز" خواهش كرده بود كه پيش از آن كه تابوت سركيسيان را در خاك بگذارند درِ آن را باز كنند.... و وقتي اين كار شد نسخه‌اي از كتاب روزنه آبي را از كيفش درآورده و در تابوت گذاشته است. سركيسيان با متن "روزنه آبي" اکبر رادي به خاك سپرده شد.
آن وقت رضا براهنی هم نوشت: در قيامت تئاتر قيام خواهد كرد. صحنه مالامال از زبان خواهد شد. صحنه هم قيامت است، هم زايش، هم مادر، هم كلام.

دنبالك

دنبالك هاي اين مطلب
http://behzadbashu.com/cgi-bin/cgis/mt-tb.cgi/181

نظرات

محمد علی علومی :

این نگاه هستی شناسی تلخ تو را کمتر کسی دارد. در طنز "بهرام صادقی" و "عمران صلاحی" و در کاریکاتور "کینو" همین طور تلخ نگاه کرده اند. خوشحالم که نبوغ تو دارد شکوفا می شود.
با احترام همیشگی

 

سمانه :

صبحش یکی از بچه ها sms زد لبخند با شکوه آقای گیل رادی تبدیل شد به گریه ی دردناک هادی مرزبان!
می دوستیدمش..خیلی

 

sahak :

بهرام بیضایی باید مثله فیلم مسافرانش آیینه روتو دست بگیره و به جاده خیره بشه ....

 

حبیب :

سلام که سلامت باشید
کوتاه ،مختصر، جذاب و دوست داشتی بسیار روان و دلنشین می نویسید!شاد و پیروز باشید.

 

ياسين :

سلام بهزاد عزيز
خيلي دلتنگم
همين

 

سمانه :

نسیتی..
یا هستی قراره ما نبینیمت؟
کدومش؟
چرا؟

 

سمانه :

چرا؟
نه..واقعا چرا؟
آیا؟
نمی خواد به روز شه ؟
وافعا همچین قصدی ندارین؟
آیا؟
خوب پس ببندینش ما الکی امید وار نشیم خوب!

 

ارسال نظر


 
 
 
 
 
 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007