« رنجي كه از اين صبح هاي ِ لعنتي ِ آدميزادي مي بَرَم | صفحه اول | نوروز که می شود... »

روزانه ها «7؟2»

دو شنبه 12 آبانِ/ بهمن ِ/ اسفند ِ/ یک هزار و/ دویست و/ سیصد و / چهارصد و/ نمی دانم
P 01.jpg


ضمير دوم شخص از ذهنم سُر كه مي خورد
در اين متن
از انگشتانَت تا تَنَت
راه مي روند انگشتانم
عاشق كه مي شوم

اتاقم «All Your Love» گوش مي كند
انگشتانم به انگشتانت مي پيچد
و تمام شعرهاي نگفته ات
تَنَم را
با انگشتانت كه راه مي روند با انگشتانم
راه مي رود

جَز(Jazz) كه راه مي رود در اتاقم
از تنم تا انگشتانم
راه مي رود نگاهَت با انگشتانت؛
راه كه مي روند / راه كه مي روي
بر تنم
انگشتانم عاشق مي شوند
با انگشتانت راه كه مي روند
بر تنت
تختِ خواب
خوابِ ماه مي بيند
پلنگ كه راه مي رود بر تنت

پيچك مي شود انگشتانم/ت كه مي پيچد
بَر تنت/ م
انگشتانت/ م
كه راه مي روند زير ِ انگشتانم
تنت كه راه مي رود
انگشتانت
تنت
تنم
انگشتانم
راه كه مي روند
اوج مي خواند « نورا جونز »
اوج مي خواند جَز
نور ماه كه مي پاشد بر تَنَت؛
جَز راه مي رود در اتاقم
مي پيچد
به انگشتانَم كه تا مي شوند لاي انگشتانَت P 02.jpg
تا تَنت كه مي پيچَد با انگشتانت
در نگاهم بچرخَد
بپيچَد
به دودِ سيگار
كه مي پيچَد
به نور ماهِ لاي پنجره
كه جَز گوش مي كند و تختِ خواب خوابش را مي بيند
وقتي انگشتانم عاشق مي شوند...

روزانه های دیگرم:
روزانه ها «3؟1»
روزانه ها (یا دیشب اومدم خونه تون نبودی، راستش و بگو کجا رفته بودی؟) «7؟1»
روزانه ها (یا اگه یادش بره که وعده با من داره، وای ، وای، وای) «4؟1»

دنبالك

دنبالك هاي اين مطلب
http://behzadbashu.com/cgi-bin/cgis/mt-tb.cgi/199

نظرات

ساناز :

هوا چطوره؟
خودت خوبی؟
مامان بهتره؟
مثل همه این کلیشه ها برای این که نیستی یا حال من که همین جوره به خاطر خودت به خاطر دستات به خاطر این همه آدم فضول تا چشماشون دربیاد (بنوئل شدم) صبر کن خوب شی.
از حال من اگر بپرسی. لال شدم از بس زبان به دهن گرفتم. کور شی که هنوز پشت چشم نازک می کنی.
مو لای درز این پرده‌ها نمی‌ره خیالت تخت تهران تاریکی ِ کی به کیهِ.
به خودت برس. هوای مهدی و داشته باش به همه سلام برسون.
همین

 

محمد صالح رزم حسینی :

کاریکاتور چهره نیک نفس مدیر عامل باشگاه صنعت مس.....
http://www.abukoorosh.blogfa.com

 

ماهی :

Wooooooooooooooooooooooo
خیلی خوب بود.
کاش اون که انگشتانش می پیچند به انگشتانت ، شعرهای نگفته اش را می گفت تا بخونیم..
........................................................
باشو:
چه می دانیم،شاید همین حالا انگشتانش برای نوشتن شعرهای نگفته اش روی کاغذ راه بروند.

 

گلاره :

چقدر ثانيه های با تو را دوست دارم
.
.

 

Somayeh :

baz ham deltangihaye n martabe shadid, agar be soraghat amad, hich kary nakon anghadar zol bezan be robero ta az ro beravi va seday mosighiyat ra kam kony o begoyi gor babaye roshanfekry.ma az avalesh ham khar bodim o khodeman ra be khareiat zade bodim ...

 

Mahbobeh :

hayahoo shoroo khahad shod
aknun mardom ghiyam khahand kard
va pelekan ra khahand shekast
vaghti ke mifahmand ROMEO VA JULIYET hargez yekdigar ra dust nadashtand!
ANHA FAGHAT NAGHSH BAZI MIKONAND!
tanha neghabe eshgh be chehre darand
va tanha lebase ziba pushideand!!! ama ROMEO VA JULIYEThargez yekdigar ra dust nadashtand
VA IN TANHA BAZIE NAGHSH HAST!
YEK BAZIE BI NAGHSO ALII
AMA FAGHAT BAZI
VA DIGAR HICH!

 

محمد صالح رزم حسینی :

سنتوري.....
http://abukoorosh.blogfa.com/

 

مرتضی خسروی :

حس خوبی داشت با کاریکاتور به روزم ..ممنون میشم نظرتون رو داشته باشم...

 

m.anima(mehdi mahdavi) :

قسمتی از شعر باران هم ... / م.آنیما (مهدی مهدوی)
ساعت هنوز روی خدا حافظی ات گیر کرده

چشمهایم ملتهب مانده حین فرو ریختن

دست و پا می زند

کم می آورم بغض برای ادامه

از بارانی که هرچه چتر می گشایم می بارد...

حالا

برای تمام لحظه ها

تابوتی هست که

مرا به دوش کشد

درختی هست که

شانه خالی کند از پاییز ...
-----------------------------------------------------------------------
خوشحال خواهم شد اگر سری هم به ما بزنید ...

 
 
 
 
 
 
 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007