برای تمام دوستان نگرانم...
... بعد خداوند مقداری از دانش خود را به انسان بخشید، مقداری از عشق، علم ، ... و مقداری از طنازی خود را . تقصیر من نیست اگر جهان پیرامونم را طنز می اندیشم. این طور زاده شده ام...
باشو را ببخشید. تقصیر من نبود اگر شما را نگران کردم.
تقصیر من نبود اگر روزنامه ها نوشتند باشو بازداشت شد.
باشو را ببخشید اگر حتی خودم را هم طنز می اندیشم. تقصیر من نیست. طنز وجهی از اندیشیدن بشری ست.
خبرگزاری ها نوشتند، باشو آزاد شد...
نواندیش
بازتاب
...
امروز اولین روزی ست که توانستم این دفتر بی مخاطب را با کمک دوستان بازیافت کنم. باور کنید تقصیر من نبود اگر این جا از کار افتاده بود.
تقصیر نیست، تقدیر است که هی بد رقم می خورد...
21 تیر 1388
خیلی وقت بعد از تحریر: تمام کامنت هایی که در چند ماه گذشته برایم گذاشتید را خوانده ام، از این که به یادم بودید ممنونم. از مهربانی هایتان سپاسگزارم.
کامنت های این پست را منتشر نمی کنم ، تا پر شماره ترین کامنت های این دفتر در حافظه اش برای من بایگانی شوند.
29 آبان 1388
بخوانید:
6 سال حبس تعزیری برای بهزادیاننژاد به خاطر کامنتهای وبلاگش